منو
دریافت اپ
در این نوشته
۰٪ خوانده‌ای

چگونه به سحرخیزی عادت کنیم؟ برنامهٔ ۳۰ روزهٔ گذار

سه گلدان سفالی کوچک با نهال‌هایی که یکی از دیگری بلندتر است، روی لبهٔ پنجره در نور طلوع از سمت چپ.

سحرخیزی یک استعداد مادرزادی نیست؛ عادتی است که بدنت با تکرار یاد می‌گیرد. راهش ساده است: اول ساعتِ خوابت را جلو بکش، بعد هر چند روز فقط ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شو تا به هدف برسی. یک بزرگسال به ۷ تا ۹ ساعت خواب نیاز دارد، پس اگر می‌خواهی ۶ صبح بلند شوی باید حدودِ ۱۰ شب بخوابی. نورِ صبح، تاریکیِ شب و آخرین فنجانِ قهوه ساعتِ زیستیِ بدنت را جابه‌جا می‌کنند. تثبیتِ این عادت به‌طور میانگین نزدیکِ دو ماه طول می‌کشد، و سخت‌ترین صبحت دوشنبه است، بعد از دو روزِ آخرِ هفته.

سحرخیزی یک عادت است، نه استعدادِ ذاتی

«سحر خیز باش تا کامروا شوی» را شاید از پدربزرگت هم شنیده باشی. سحرخیزی را با تمرکز بالاتر، انرژی بیشتر و حتی سلامتی و آرامشِ ذهن مرتبط دانسته‌اند، و برای خیلی از ما بیشتر از یک برنامهٔ زمانی، یک ارزش است. اما کسی سحرخیز به دنیا نمی‌آید. در انگلیسی به آدمِ سحرخیز Morning Person یا Early Bird می‌گویند و به شب‌زنده‌دار Night Person؛ ولی این‌ها بیشتر عادتِ امروزِ تو را توصیف می‌کنند تا یک برچسبِ همیشگی.

این عادت یک‌شبه ساخته نمی‌شود. اگر امشب تصمیم بگیری از فردا ۶ صبح بلند شوی در حالی که همیشه ۹ بیدار می‌شدی، تنها چیزی که به دست می‌آوری چند روزِ خسته و یک شکستِ زودهنگام است. تغییرِ واقعی تدریجی است و به ممارست نیاز دارد.

اول ببین چرا صبح خسته‌ای: کرونوتایپِ تو ژنتیک است یا عادت؟

بخشی از اینکه تو به‌طور طبیعی صبح‌گرا هستی یا شب‌زنده‌دار به ژن‌هایت برمی‌گردد. به این ترجیحِ درونی می‌گویند کرونوتایپ (chronotype)، و ریتمِ شبانه‌روزی (circadian rhythm) بدنت بر اساسِ آن تنظیم می‌شود. بعضی آدم‌ها واقعاً و ذاتاً شب‌زنده‌دارند؛ ریشهٔ این حالت در ژن‌هایشان است و ربطی به تنبلی ندارد.

کرونوتایپ سرنوشتِ محتوم نیست، اما مرزِ تغییرش هم واقعی است. یک شب‌زنده‌دارِ ذاتی معمولاً می‌تواند با برنامهٔ منظم ساعتِ بیداری‌اش را یک تا دو ساعت جلو بکشد، نه چهار ساعت. اگر با وجودِ همهٔ تلاش هنوز صبح‌ها انگار از کوه بالا می‌روی، شاید مشکل عمیق‌تر باشد. بد نیست چرا خواب من سنگین است و چرا صبح زود بیدار شدن سخته را بخوانی تا علتِ واقعی‌اش را پیدا کنی.

چقدر خواب واقعاً لازم داری (و چطور خودت را گول نزنی)

بنیادِ ملیِ خواب (National Sleep Foundation) در راهنمای سالِ ۲۰۱۵ خود برای بزرگسالان ۷ تا ۹ ساعت خواب را مناسب می‌داند؛ این مقدار از فردی به فردِ دیگر کمی فرق دارد و بخشِ کوچکی از آدم‌ها ذاتاً به نزدیکِ ۹ ساعت یا بیشتر نیاز دارند. متیو واکر، عصب‌شناسِ خواب، در کتابش «چرا می‌خوابیم» نتیجه می‌گیرد که عملاً هیچ‌کس نمی‌تواند با کمتر از پنج ساعت خواب سالم بماند.

اینجا آدم راحت خودش را گول می‌زند. ساعت‌هایی که در رختخواب غلت می‌زنی، چرت می‌زنی یا سراغِ گوشی می‌روی و می‌گردی، خوابِ واقعی حساب نمی‌شوند. کمبودِ خواب هم فقط مالِ دیشب نیست؛ بدن آن را در طولِ روزها روی هم انباشته می‌کند، پس برای سنجشِ خستگی‌ات به دو سه روزِ اخیر بسنده نکن. یادت باشد ساعتِ خوابت مستقیماً ساعتِ بیداری‌ات را می‌سازد؛ آن خستگیِ روزهای اولِ سحرخیزی معمولاً از کمبودِ خواب می‌آید، نه از اینکه ذاتاً به دردِ این کار نمی‌خوری.

شب‌ها زودتر و عمیق‌تر بخواب

سحرخیزی از شب قبل شروع می‌شود؛ اولین گام این است که زودتر بخوابی تا خوابت کامل باشد. بقیهٔ کارها همین را ممکن می‌کنند:

  • چند ساعت پیش از خواب زمانِ نگاه‌کردن به صفحهٔ نمایش و شبکه‌های اجتماعی را محدود کن.
  • در فاصلهٔ کمتر از دو ساعت تا خواب چیزی نخور تا هضم، خوابت را به‌هم نریزد.
  • اواخرِ شب مایعاتِ زیاد ننوش، وگرنه نیمه‌شب برای دستشویی بیدار می‌شوی.
  • یک روتینِ آرامش‌بخش بساز: کتاب، کششِ سبک، یا چند دقیقه تمرینِ تنفس و مراقبه برای پایین‌آوردنِ استرس.
  • اتاق را مرتب نگه دار و وسایل و کارهای فردا را از شب آماده کن تا صبح فکرت درگیر نباشد.

در رختخواب مطالعه نکن؛ هدف این است که در کمتر از ۱۰ دقیقه خوابت ببرد و مغزت رختخواب را فقط با خواب بشناسد.

ملاتونین، نور و کافئین: چه چیزی ساعتِ زیستیِ بدنت را جابه‌جا می‌کند

ملاتونین هورمونی است که چرخهٔ خواب را تنظیم می‌کند؛ ترشحش شب به بیشترین حد و نزدیکِ ظهر به کمترین حد می‌رسد. نورِ مصنوعی و نور آبی شب‌هنگام این ترشح را سرکوب می‌کنند، پس در تاریکی بخواب. حالتِ شبِ گوشی رنگِ صفحه را گرم‌تر می‌کند و کمی کمک است، ولی کنارگذاشتنِ خودِ گوشی مؤثرتر است. دمای اتاق هم مهم است؛ متیو واکر خنکای حدودِ ۱۸ درجه را برای خوابِ عمیق لازم می‌داند.

کافئین دشمنِ خاموشِ خواب است. با مسدودکردنِ گیرنده‌های آدنوزین کار می‌کند — همان ماده‌ای که در طولِ روز در مغز جمع می‌شود و کم‌کم خواب‌آلودت می‌کند. طبقِ سازمانِ غذا و داروی آمریکا (FDA) نیمه‌عمرِ کافئین حدودِ چهار تا شش ساعت است، یعنی نیمی از قهوهٔ بعدازظهرت هنوز موقعِ خواب در بدنت می‌گردد و پیامِ خستگی را از مغزت پنهان می‌کند. اگر ۱۰ شب می‌خوابی، آخرین قهوه، چای پررنگ یا نوشابهٔ انرژی‌زا را تا حدودِ ۲ بعدازظهر بنوش. الکل هم که شاید خواب‌آور به نظر برسد، به‌گفتهٔ واکر خواب را تکه‌تکه و مرحلهٔ رؤیا (REM) را کم می‌کند، پس صبح خسته‌تر بیدار می‌شوی.

مکمل ملاتونین راهِ میان‌بر به نظر می‌رسد. دوزِ رایج ۱ تا ۳ میلی‌گرم، حدودِ دو ساعت پیش از خواب است و کمتر معمولاً بهتر از بیشتر جواب می‌دهد. اما این مکمل برای همه مناسب نیست: با داروهای رقیق‌کنندهٔ خون، فشار خون و قرصِ ضدبارداری تداخل دارد. اگر دارو مصرف می‌کنی، باردار هستی یا برای بچه می‌خواهی، اول با پزشک حرف بزن. صبح هم اولین کار پرده را باز کن و در معرضِ نورِ خورشید قرار بگیر؛ نورِ صبح هم تولیدِ ملاتونین را متوقف می‌کند و هم بدن را وادار می‌کند کورتیزول ترشح کند، همان هورمونی که هوشیاریِ صبحگاهی را بالا می‌برد؛ به این جهشِ صبحگاهی می‌گویند پاسخِ کورتیزولِ بیداری (cortisol awakening response) و همان است که به بدنت می‌گوید روز شروع شده.

برنامهٔ گذارِ تدریجی: هر چند روز ۱۵ دقیقه جلوتر

به‌جای جهشِ بزرگ، پله‌پله جلو برو. مسیرِ ساده‌اش این است:

  1. هفتهٔ اول، تثبیت کن. ساعتِ بیداریِ فعلی‌ات را ثابت نگه دار، حتی آخرِ هفته. هدفِ این هفته زود بلندشدن نیست، منظم‌شدن است.
  2. از هفتهٔ دوم، هر بار ۱۵ تا ۳۰ دقیقه جلو بکش. ساعتِ خواب و بیداری را با هم به عقب بیاور و هر چند روز یک پلهٔ کوچک جلو برو.
  3. همیشه راسِ ساعتِ مشخص بیدار شو. ثباتِ ساعتِ بیداری به ساعت زیستی بدن نظم می‌دهد؛ این مهم‌تر از ساعتِ خوابیدن است.
  4. در هفتهٔ سوم کوتاه نیا. بیشترین ریزش همین‌جاست و بدنت مقاومت می‌کند؛ اگر رد شوی، ادامه‌اش خودکار می‌شود.

چرا این‌قدر طول می‌کشد؟ پژوهشِ لالی و همکارانش (۲۰۱۰) در دانشگاه کالجِ لندن نشان داد خودکارشدنِ یک رفتارِ تازه به‌طور میانگین حدودِ ۶۶ روز طول می‌کشد — بسته به فرد از حدودِ سه هفته تا چند ماه. این جدول یک نمونهٔ واقعی است برای کسی که از ۷:۳۰ به ۶:۰۰ می‌رسد:

هفته ساعت بیداری هدف ساعت خواب هدف تمرکزِ هفته
هفتهٔ ۱ ۷:۳۰ ۲۳:۳۰ تثبیتِ ساعتِ فعلی
هفتهٔ ۲ ۷:۰۰ ۲۳:۰۰ جلوکشیدنِ ملایم
هفتهٔ ۳ ۶:۳۰ ۲۲:۳۰ مقاومتِ بدن؛ کوتاه نیا
هفتهٔ ۴ ۶:۰۰ ۲۲:۰۰ تثبیتِ نهایی

چک‌لیستِ شبانه‌ای که هر شب می‌توانی تیک بزنی:

  • گوشی را دستِ‌کم یک ساعت پیش از خواب کنار گذاشتم
  • بعد از ساعتِ ۲ بعدازظهر کافئین نخوردم
  • وسایل و کارهای فردا را آماده کردم
  • چراغ‌ها را خاموش و اتاق را خنک کردم
  • آلارمِ فردا را تنظیم کردم و آن‌سوی اتاق گذاشتم

صبح که زنگ خورد: کارهایی که بیدار نگهت می‌دارند

کارهایی مثل دور گذاشتن زنگ و جداشدن فوری از تخت بیدارت نگه می‌دارند، نه ماندن در رختخواب

زنگ که به صدا درآمد، جنگِ اصلی همان ثانیه‌های اول است. ساعت زنگ‌دار یا گوشی را آن‌سوی اتاق بگذار تا مجبور شوی برای خاموش‌کردنش از رختخواب بلند شوی. بلافاصله پس از بیداری از تخت جدا شو؛ هرچه بیشتر بمانی، تمایلِ برگشت به خواب بیشتر می‌شود. یک برنامه یا پاداشِ کوچکِ صبحگاهی برای خودت بگذار — قهوهٔ خوب، ورزشِ سبک، یک قرارِ آنلاین با کسی — تا انگیزه‌ات را بالا نگه دارد. و اگر با یک نفر برنامهٔ مشترک بگذاری، به قولت پایبند می‌مانی و راحت‌تر خواب نمی‌مانی.

اگر جزو کسانی هستی که خواب سنگین دارند و صدای زنگِ عادی را اصلاً نمی‌شنوند، یا نیمه‌خواب زنگ را قطع می‌کنند و دوباره می‌خوابند، یک راهِ عملی این است که زنگی داشته باشی که با یک لمس خاموش نشود. اپ‌هایی مثل Wake Boom برای همین ساخته شده‌اند: زنگ تا وقتی مأموریتی که شب قبل انتخاب کرده‌ای — مثلِ حلِ یک مسئلهٔ ریاضی — کامل نشود، قطع نمی‌شود، و دکمهٔ اسنوز فقط همان مأموریت را کمی عقب می‌اندازد، نه اینکه زنگ را لغو کند. حالتِ سرسخت و مأموریت ریاضی با سختیِ متوسط همیشه رایگان‌اند و هفت روزِ اول همه‌چیز باز است. یک «رکورد» از روزهای پیاپیِ موفق هم نگه می‌دارد که برای حفظِ عادت انگیزه می‌دهد. برای مقایسهٔ گزینه‌ها بهترین برنامه سحرخیزی و کدام برنامهٔ ساعت زنگ‌دار خواب‌سنگین‌ها را بیدار می‌کند کمک می‌کنند، و اگر مأموریتِ حساب‌کردن را دوست داری، آلارم ریاضی برای بیدار شدن دقیقاً همین است. از معایبش: روزهای اول ممکن است بعدازظهرها خسته باشی و کمی از تفریحِ شبانه بزنی.

وقتی گوشی جای مؤذن است: نماز صبح و سحری دور از خانه

اینجا اذانِ محله نیست، مسجدِ سرِ کوچه صدا نمی‌کند و توپِ سحری در کار نیست. برای نماز صبح یا سحریِ رمضان، تنها چیزی که بیدارت می‌کند گوشیِ خودت است؛ یعنی گوشی جای مؤذن را گرفته. مشکلِ تو «وقتِ اذان» نیست — آن را از اپلیکیشن اذان و از مرجعِ خودت می‌گیری — مشکلِ تو «بیدارشدن سرِ وقت» است. در عرض‌های جغرافیاییِ بالا مثلِ شمالِ اروپا و کانادا تابستان‌ها وقتِ صبح خیلی زود می‌شود و ممکن است بخواهی چند دقیقه بیدار شوی، نماز بخوانی و دوباره بخوابی. درست همین‌جا یک زنگِ سرسخت به کارت می‌آید؛ یک زنگِ نرم را در آن حالِ نیمه‌خواب راحت خاموش می‌کنی و اصلاً متوجه نمی‌شوی.

سخت‌ترین صبح، صبحِ دوشنبه است

آخرِ هفته‌ات شنبه و یکشنبه است و وسوسه می‌شوی تا ظهر بخوابی. اما خوابِ زیادِ آخر هفته کمبود خوابِ روزهای کاری را جبران نمی‌کند؛ فقط ساعت زیستی بدنت را عقب می‌اندازد و صبح دوشنبه بیدارشدن را از همیشه سخت‌تر می‌کند. به این می‌گویند به‌هم‌ریختن ساعت خواب در آخر هفته. راهش این است که آخرِ هفته حداکثر یک ساعت دیرتر بیدار شوی، نه سه چهار ساعت. سفر و جت‌لگ هم همین کار را با ریتم شبانه‌روزی می‌کنند؛ بعد از پروازِ چند ساعته، هر روز در معرضِ نورِ صبح قرار بگیر و ساعتِ بیداری‌ات را روی وقتِ مقصد ثابت کن تا بدنت زودتر جا بیفتد.

نوجوان، دانشجو و شیفت‌کار: وقتی صبحِ زود با زندگی‌ات جور نیست

ساعت زیستی نوجوان‌ها به‌طور طبیعی عقب‌تر است؛ برای همین صبحِ زودِ مدرسه واقعاً برایشان سخت‌تر است و ربطی به لجبازی ندارد. اینجا ثباتِ ساعتِ خواب و نورِ صبح بیشترین کمک را می‌کند. دانشجو و دانش‌آموزی که از کلاس و امتحان جا می‌ماند، بیشتر از هر چیز به یک زنگِ مطمئن و برنامهٔ خوابِ ثابت نیاز دارد تا معجزه. کسی که شیفتی کار می‌کند — پرستار، راننده، انبار — گاهی نمی‌تواند صبحِ زود ثابتی داشته باشد؛ برای او هدف «سحرخیزی» نیست، بلکه بیدارشدنِ مطمئن سرِ ساعتِ شیفت و تاریک‌نگه‌داشتنِ اتاق موقعِ خوابِ روز است. و اگر در عرض‌های بالا زمستان‌ها بی‌حال و بی‌حوصله‌ای، ممکن است پای افسردگی فصلی (SAD) در میان باشد؛ نورِ صبح و در صورتِ نیاز چراغِ نوردرمانی کمک می‌کند، ولی اگر جدی بود حتماً با پزشک مطرحش کن.

سه توصیهٔ متناقضی که در اینترنت می‌بینی و تکلیفشان

اینترنت پر است از توصیه‌هایی که همدیگر را نقض می‌کنند. این‌ها را صادقانه حل کنیم:

توصیهٔ متناقض حرفِ طرفدارش نتیجهٔ عملی برای تو
پنجرهٔ باز و هوای تازه در برابر تاریکیِ مطلق هوای خنک و تازه خواب را عمیق‌تر می‌کند؛ نور و صدا خواب را به‌هم می‌زند هر دو درست‌اند: اتاق را خنک و پرده را کاملاً تاریک نگه دار؛ اگر بیرون پر سر و صداست پنجره را ببند
چرت عصر در برابر ثباتِ برنامه چرت خستگی روز را می‌گیرد؛ چرت زیاد ساعتِ خواب را به‌هم می‌ریزد یک چرتِ کوتاهِ ۲۰ دقیقه‌ای اوایلِ بعدازظهر اشکالی ندارد؛ چرتِ طولانی یا دیروقت را کنار بگذار
تغییرِ مکررِ صدای زنگ در برابر روتینِ ثابت صدای تکراری بی‌اثر می‌شود؛ روتینِ ثابت بدن را شرطی می‌کند روتینِ ساعت را ثابت نگه دار، ولی اگر به صدای زنگ عادت کردی و دیگر نمی‌شنوی، فقط صدا را عوض کن

کِی باید سراغِ پزشک بروی

اگر همهٔ این نکته‌ها را رعایت کردی، ۷ تا ۹ ساعت واقعاً خوابیدی و باز هم صبح‌ها له‌ای، این دیگر کارِ اراده نیست. دیر بیدارشدن یا خستگیِ مزمن می‌تواند نشانهٔ چیزی باشد که پزشک باید دنبالش بگردد: وقفهٔ تنفسی در خواب (آپنه)، وحشتِ شبانه یا راه‌رفتن در خواب. فقرِ آهن، مشکلاتِ قلبی، اختلالاتِ گوارشی، افسردگی و اضطراب هم می‌توانند خواب را مختل کنند، و بعضی داروها مثلِ ضدافسردگی‌ها، مسدودکننده‌های بتا و شل‌کننده‌های عضلانی روی خواب اثر می‌گذارند. اگر خوابت همیشه دیروقت آغاز می‌شود و هیچ‌طور جلو نمی‌رود، شاید اختلالِ تأخیرِ فازِ خواب باشد که درمانِ شناخته‌شده‌اش نوردرمانیِ زمان‌بندی‌شده و درمانِ شناختی‌رفتاریِ بی‌خوابی (CBT-I) زیرِ نظرِ پزشک است. این‌ها نشانه‌های هشدارند و تشخیص‌شان کارِ پزشک است، نه یک مقاله و نه یک اپ؛ به‌ویژه اگر خُروپفِ شدید یا بی‌حوصلگیِ عمیق هم داری، وقتِ پزشک است.

اگر مشکلِ اصلی‌ات فقط نشنیدنِ زنگ است، این‌ها هم کمک می‌کنند: چرا آلارم گوشیم زنگ نمیخوره و چگونه خواب سنگین را سبک کنیم.

سؤال‌هایی که واقعاً پرسیده می‌شوند

سحرخیزی ذاتی است یا می‌شود یادش گرفت؟

سحرخیزی یک استعداد مادرزادی نیست، عادتی است که بدن با تکرار یاد می‌گیرد. کرونوتایپ ژنتیک تو تعیین می‌کند که به‌طور طبیعی صبح‌گرا هستی یا شب‌زنده‌دار، ولی حتی یک شب‌زنده‌دارِ واقعی هم می‌تواند با برنامهٔ منظم ساعت بیداری‌اش را یک تا دو ساعت جلو بکشد. جهش بزرگ جواب نمی‌دهد؛ تغییر تدریجی و ثبات جواب می‌دهد.

چقدر طول می‌کشد تا سحرخیزی به یک عادت تبدیل شود؟

پژوهشِ لالی و همکارانش (۲۰۱۰) در دانشگاه کالج لندن نشان داد خودکارشدن یک رفتار جدید به‌طور میانگین حدود ۶۶ روز طول می‌کشد و بسته به فرد از سه هفته تا چند ماه فرق می‌کند. بیشترین ریزش معمولاً در هفتهٔ سوم است، جایی که هیجان اول خوابیده و هنوز خودکار نشده. اگر از این نقطه رد شوی، ادامه‌اش راحت‌تر می‌شود.

مکمل ملاتونین برای زود خوابیدن خوب است؟

دوز رایج ۱ تا ۳ میلی‌گرم و حدود دو ساعت پیش از خواب است و کمتر معمولاً بهتر از بیشتر جواب می‌دهد. ولی ملاتونین برای همه مناسب نیست و با داروهای رقیق‌کنندهٔ خون، فشار خون و قرص ضدبارداری تداخل دارد. اگر دارو مصرف می‌کنی، باردار هستی یا برای بچه می‌خواهی، اول با پزشک مشورت کن.

خواب زیاد آخر هفته کمبود خواب هفته را جبران می‌کند؟

نه به‌طور کامل. خوابیدن تا ظهر شنبه و یکشنبه ساعت زیستی بدن را عقب می‌اندازد و صبح دوشنبه بیدار شدن را از همیشه سخت‌تر می‌کند؛ به این می‌گویند به‌هم‌ریختن ساعت خواب در آخر هفته. بهتر است آخر هفته حداکثر یک ساعت دیرتر بیدار شوی، نه سه چهار ساعت.

آخرین ساعت مجاز مصرف قهوه برای اینکه شب راحت بخوابم چه زمانی است؟

نیمه‌عمر کافئین حدود چهار تا شش ساعت است، یعنی نیمی از یک فنجان بعدازظهر هنوز شب در بدنت می‌گردد. اگر ساعت ۱۰ شب می‌خوابی، آخرین قهوه، چای پررنگ یا نوشابهٔ انرژی‌زا را حدود ساعت ۲ بعدازظهر بنوش و بعد از آن سراغش نرو.

ادامهٔ مطالعه